IMG_4807
۲۶ آبان , ۱۳۹۷

معاشرت با داستان ایرانی در نیمکت فرشته

نشستی دیگر از مجموعه نشست های نیمکت فرشته با عنوان «معاشرت با داستان» ایرانی در شهر کتاب فرشته برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی شهر کتاب فرشته؛ به مناسبتِ هفته کتاب و کتاب خوانی نشستِ بیست و ششِ آبان نیمکت فرشته میزبانِ رامبد خانلری بود. در این نشست که با عنوان «معاشرت با داستان ایرانی» برگزار شد، رامبد خانلری؛ دبیر داستان ایرانی مجله کرگدن با نقبی بر ادبیات کلاسیک ایران و جهان، همراه علاقمندان حاضر در مراسم از داستانِ مدرنِ امروز در ادبیات ایران سخن گفت.

خانلری در ابتدا پس از اینکه از حاضران خواست تا هر کدام داستانِ مورد علاقه خود را نام ببرند موضوعِ بحث را با این نکته آغاز کرد نباید با داستان و داستان خوانی تعارف داشت چرا که نکته مهم در خواندنِ کتاب لذت بردن از داستان و ارتباط برقرار کردنِ با آن است: «به شخصه همیشه برای من رمان «آرزوهایِ بزرگ» اثر چارلز دیکنز است که هر زمان و هر جا از آن اقتباسی می بینم هنوز هم برایم لذت بخش است. اما در عین حال «تن تن» و «بتمن» دو تا از کتاب های مورد علاقه من هستند. نکته مهم در خوب بودنِ یک کتاب این است که بتواند با ما همراه باشد و ما را با خود همراه کند. بنابراین برچسب هایی مثل عامه پسند بودن یا سطحی بودن اگر هم برچسب های مورد  قبولی باشند متعلق به ادبیات ما نیستند، چرا که ادبیات داستانی امروز ما در آن سطح حرفه ای قرار ندارد که بتوان آن را سطح بندی کرد. در حقیقت شرط موفقیت یک کتاب از دیدگاه من فروش و استقبال و همراهی مخاطب است و داستان خوب داستانی است که به مخاطب اجازه همراهی می دهد.»

دبیر داستان ایرانی مجله کرگدن در رابطه با اهمیت نقش زنان نویسنده بیان داشت: «زبان به عنوان اصلی ترین ابزار یک نویسنده ابزاری کاملا مردانه است. در واقع با شنیدنِ یک قصه یا رویداد داستانی، پیش از جنسیت زدایی از آن، پیش فرض این است که سوژه داستان یک مرد است. در این میان یک نویسنده خانم زمانی قصد بر نوشتن می کند مسیر سخت تری پیش رو دارد. اگر کتاب های پر فروش چند سال اخیر ادبیات داستانی را بررسی کنیم به سادگی در می یابیم عمده آثار به قلم نویسندگان خانم بوده است. این نکته نشان از این دارد که خانم ها به هنگام نوشتنِ داستان دقیق تر هستند. شاید نوشتن اساسا یک هنر زنانه باشد یا خانم ها نویسندگانی بهتر. یکی از دلایل این امر توجه خانم ها به جزئیات است و در داستان های مدر نیز جزئیات نقش مهم و محوری را دارند.»

در بخش دیگری از مراسم، نویسنده«سورمه سرا» از تفاوت میان داستان مدرن و داستان کلاسیک گفت: «ما در داستان کلاسیک قهرمانی داشتیم که بر مبنای چارچوبِ کلی داستان می بایست تا انتهای ماجرا دچار تغییر و تحولاتی شود. در داستان کلاسیک دو اتفاق وجود داشت که یکی از آنها معمولا بزرگ تر ازدیگری بود و اتفاق کوچک تر بهانه اتفاق بزرگ تر می شد. اما در داستان مدرن قهرمان ها نقش خود را از دست می دهند. دیگر خیر و شر به معنای کلاسیکش وجود ندارد. تحول آن چیزی نیست که در تصورات کلاسیک وجود دارد.  در دنیانی مدرن خیلی چیزها معنای تحول دارند که در اندیشه سنتی تحول به حساب نمی آیند. همین نکات داستان نویسی و داستان خوانی در دوره مدرن را از یک سو سخت تر می کمد و از سوی دیگر شیرین تر. به همین خاطر انتظارِ امروز ما از داستان نباید همان انتظاری باشد که از قصه های کلاسیک داشتیم. اما خواندنِ آثار کلاسیک چه برای نویسندگان و چه برای خوانندگان به مثابه پیش شرط است. در واقع نمی توان بدونِ خواندنِ شاهکارهایی مثل بوف کور،، چشمهایش و تنگسیر… به سراغ داستان مدرن برویم. باید این شاهکارها را خوانده باشیم تا به هنگام خواندن آثار مدرن درک کنیم که نویسنده کجایِ قصه به صادق هدایت ادای دین کرده است. طبعا تاثیرپذیری از این نویسندگان کلاسیک به صورت ناخودآگاه در آرشیو ذهنی نویسندگان مدرن است. همه چیز باید قدم به قدم باشد. در سایر هنرها این مشکل وجود ندارد و هنرمند ابتدایِ امر از الفبایِ آن هنر آغاز به کار می کند اما در نوشتن اینگونه نیست. از سوی دیگر نویسنده مدرن از ابتدا که آغاز به نوشتن می کند هدفش بر این نیست تمام معضلات جهانی را در داستانش منعکس کند. به قول معروف به صورت خودآگاه یک نویسنده روشنفکر نیست و نباید در پیِ بعد روشنفکری اثرش باشد. نویسنده یک آدم معمولی است که مثل همه آدم ها زندگی روتین و معمولی خود را دارد. به همین جهت اثر او نباید فارغ از فضای زیست او و زندگی عادی مردم باشد. در این صورت است که نویسنده می تواند مخاطب را با قصه اش همراه کند و به اعتقاد من این بهترین اتفاق برای یک کتاب است.»

گزارش: سبا فرجاد
عکس: آسا عالیخانی

 

برچسب‌ها: