_MG_1926
۲۷ خرداد , ۱۳۹۷

مجله داستان با جام جهانی هشت ساله شد

آئین رونمایی از ویژه نامه جام جهانی مجله داستان همشهری هم زمان با هشت سالگی این نشریه با حضور اهالی ورزش و مطبوعات در شهر کتاب فرشته برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی شهر کتاب فرشته؛ عصر یکشنبه بیست و هفتم خرداد ماه به مناسبت هشتمین سال انتشار مجله داستان همشهری، از ویژه نامه این نشریه با موضوع جام جهانی رونمایی شد. در این مراسم چهره هایی چون مجتبی جباری از بازیکنان بِنام تیم استقلال، نادر داوودی (عکاس مطبوعات و سردبیر مجله قهوه)، بهمن عبدی (کاریکاتوریست و گرافیست) و … حضور داشتند.

مراسم با پخش کلیپی در ارتباط با مجله داستان همشهری آغاز شد. در ادامه نادر داوودی که سال ها در عرصه مطبوعات ورزشی فعالیت کرده و هم چنین درچند جام جهانی به عنوان عکاس حضور داشته، از حال و هوای جام جهانی و ویژگی هایش گفت. از حالِ خوب پاییزِ ۱۳۷۶ گفت و صعود تیمِ ملی ایران به جام جهانی ۱۹۹۸: «در سال ۷۱ خورشیدی من به همراه چند نفر از دوستان مجله تماشاگران را پایه گذاری کردیم که به مدت ۱۰ سال فعالیت داشت و در حال حاضر سردبیر ماهنامه قهوه هستم. پیش از مجله تماشاگران، در سال های دهه شصت بیشتر در حال و هوای جنگ بودیم. پس از جنگ نیز به سمتِ فعالیت در مطبوعات کشیده شدیم و علاقه ما به فوتبال دلیلی شد برای ایجاد این نشریه. آن زمان پرداختن یک نشریه صرفا به یک رشته ورزشی برای مردم کمی عجیب بود چرا که تا آن زمان نشریاتی مثل کیهان ورزشی و … به تمام رشته می پرداختند. باید بگویم آنچه که من در مجله تماشاگران به عنوان عکاسی ورزشی مطرح کردم، ایده اش در واقع از دورانی می آمد که من هنوز روزنامه نگار نبودم؛ زمانی که به خاطر علاقه شخصی از تماشاگران در امجدیه و استادیوم آزادی از تماشاگران عکاسی می کردم، اما در مجله این عکاسی به صورت حرفه ای و با کارت خبرنگاری انجام می شد. در واقع بعد از سال ها فانتزی های دوران کودکی و نوجوانی ما به حقیقت پیوسته بود. من از دوران کودکی عاشق ورزش بودم؛ آن سال ها هم مانند امروز نبود که برای تماشای یک بازی بلیط بگیریم و راس ساعت آنجا باشیم، ما برای بازی که ساعت هشت شب بود از هشت صبح به امجدیه می رفتیم و با شور و شوق منتظر می ماندیم. خاطرم هست که در همان دوران وقتی برای تماشای بازی روی سکو می نشست، علی کاوه برایم جذاب بود؛ عکاسی با چهره ای شبیه به خارجی ها. تمام این اشتیاق شاید دلیلی شد تا در این راه قدم بگذارم.»

در ادامه داوودی از این گفت که اتفاقا عکاسی در حوزه های دیگر چون مستند فعالیت اصلی او بوده و عکاسی ورزشی را صرفا به دلیل علاقه شخصی دنبال کرده است:«واقعیت این است که عکاسی ورزشی تنها بخشی از فعالیت من در حوزه مطبوعات است و مطلبی هم که از من در این شماره از «داستان همشهری» وجود دارد مربوط به سابقه عکاسی من در جام جهانی است. عکاسی امروز در جام جهانی با آن سال ها کاملا متفاوت است؛ در جام جهانی ۱۹۹۴ آمریکا از قضا من در آن کشور زندگی می کردم و همین انگیزه ای شد تا برای عکاسی در این زمینه اقدام. اما تفاوت اینجاست که آن زمان حضور در جام جهانی به عنوان عکاس، یک اتفاق منحصر به فرد بود. حتی زمانی که با عکس هایم به ایران آمدم و چاپ شدند خیلی ها فکر می کردند از عکس های عکاسان خارجی است. جام جهانی بعدی (۱۹۹۸) اما نقطه آغازی برای مطبوعات ورزشی ایران بود چرا که برای نخستین بار چند عکاس رسمی و حرفه ای با کارت خبرنگاری وارد زمین شدند. در زمان جام جهانی ۲۰۰۶ نیز از آنجا که مجله تماشاگران تعطیل شده بود و من از طف یک نشریه آمریکایی به جام جهانی رفتم.جام جهانی اساسا حال و هوای متفاوتی نسبت به تمامی رویداد های ورزشی دارد. جنسِ هیجانی که میان تماشاگران است بسیار متفاوت است. به ویژه اینکه در کشور میزبان و در یک ماهِ برگزاری مسابقات مردم از کشورهای مختلف در آنجا حضور دارند و جشن و شور و هیجان، فضای زیبایی را ایجاد می کند، این هیجان به حدی زیباست که گاهی کشورهای میزبان به سندرم جام جهانی دچار میشوند چرا که پس از این یک ماه شاد و متفاوت دوباره به فضای عادی برمی گردند و این برایشان ناراحت کننده می شود. اما در این بین خاطره جام جهانی ۱۹۹۸ به اعتقاد من دستِ کم برای ایران متفاوت از سال های دیگر است. ایران در ماهِ عسل اصلاحات بود و کشور حال خوبی داشت و زمانی که ایران به جام جهانی صعود کرد جشن خیابانی بزرگی اتفاق افتاد که بی سابقه بود. از طرف دیگر تیم ایران در آن دوره فوق العاده و پر از ستاره بود؛ علی دایی، احمدرضا عابدزاده، کریم باقری، خداداد عزیزی، مهدی مهدوی کیا هر کدام سوپراستار ورزش ما بودند. نکته دیگر کشور برگزارکننده بود؛ میزبان این دوره از جام شهر پاریس بود که حال و هوای فوق العاده ای داشت. اما به طور کلی تماشای فوتبال به صورت زنده در جام جهانی تجربه ای منحصر به فرد است که به هر کس که تماشاگرِ حرفه ای و علاقمندِ فوتبال است پیشنهاد می کنم که اگر امکانش را دارد آن را تجربه کند.»

بهمن عبدی؛ کاریکاتوریست و گرافیست نیز از فعالیتش در مطبوعات به عنوان کارکاتوریست و طرح هایی که با مضمون ورزشی انجام داده صحبت کرد: «از سال ۴۸ کشیدن کاریکاتور را آغاز کردم.پس از آن به ساخت انیمیشن هم مشغول شدم و در تلویزیون کار کردم. یکی از پیشنهاداتی که در تلویزیون داشتم این بود که کسی در پس زمینه صحبت کند و من هم زمان طرح بکشم و تنها دستِ من از زاویه دوربین دیده شود.»

در این شماره از مجله داستان چند طرح از بهمن عبدی در قالب مطلبی تحت عنوان «سبز کمرنگ، سبز پررنگ» منتشر شده است که در نوع خود متفاوت و پر از ریزه کاری هستند. عبدی کمی هم در خصوص این طرح ها برایمان گفت: «در این زمینه من همیشه سعی داشتم که طرح ها هر کدام سوژه خاصی داشته باشند و موضوعی خاص را مدِ نظر قرار دهند. یکی از کارها که می بینید با موضوع تبلیغات بسیار زیاد در فضای ورزشگاه است. خاطرم هست یک بار به تماشای مسابقه ای نشسته بودم و توجه م به تبلیغاتی جلب شد که در واقع پله ای روی هم دورادورِ زمین چمن بودند و من در یکی از کارهایم با نگاهی طنز به آن پرداختم. از سوی دیگر در کشیدنِ طرح ها همیشه تلاش می کردم همه ریزه کاری هم تفاوتی از هم داشته باشند؛ ثلا اگر قرار بود تصویر ۱۰۰ آدمک کشیده شود برای هر کدام از آنها حالت چهره و حتی رفتار متفاوتی در نظر می گرفتم، حتی آنها را در نوع نشستن و ایستادن لحاظ می کردم. در حقیقت به طور عجیبی به ریزه کاری ها توجه داشتم.»

یکی از جالب ترین طرح های بهمن عبدی در مجله داستان، طرح زمین چمنِ فوتبال بود که دو رنگ است؛ در واقع همین سبز کمرنگ و پررنگی که عنوانِ مطلب است: «این طرح داستانی دارد؛ روزی با خانواده در حال تماشای بازی بود و برای بچه ها سوال پیش آمده بود که چطور زمین چمن را به دور رنگ طراحی می کنند. هر کدام نظری می دادند مثلی یکی از بچه ها گفت شاید بذری که کاشته می شود از دو نوع است. من هم ناگهان چیزی با تِمِ طنز به ذهنم رسید؛ اینکه شاید چهار تا گوسفند را می آورند و آن قسمت های کم رنگی که ما می بینیم در واقه جایی است که آن گوسفندان علف هایش را خورده اند و به همین دلیل کم رنگ شده. پس از آن هم این طرح به روی کاغذ آوردم که اتفاقا مورد توجه زیادی هم قرار گرفت.»

پس از صحبت های بهمن عبدی؛ محسن عباسی، ابراهیم امیین و مریم منوچهری هر کدام داستانی از این نشریه را برای حاضرین روایت کردند. ابراهیم امینی که بیشتر در حوزه سینما و به عنوان نویسنده و بازیگردان فعالیت دارد، در بخشی تحتِ عنوان تاریکخانه برای مجله همشهری داستان، قصه می نویسد؛ قصه ای شیرین با حال و هوای جنوب و تیمِ فوتبال شرکت و نفت و آبادان. محسن عباسی نیز داستانی برایمان خواند با نامِ «دربی بارانی» و مریم منوچهری هم «چهار ثانیه به پایان» را برایمان خواند که راوی قصه دختری است علاقمند به فوتبال که رفتن به ورزشگاه یکی از حسرت زندگی اش است.

البته این مراسم با اتفاقی شیرین و دوست داشتنی پایان گرفت؛ جشن تولد مجتبی جباری که متولد بیست و ششم خرداد ماه ۱۳۶۲ است و با کیک تولد، در این مراسم غافلگیر شد.

گفتنی است شماره ۸۸ مجله داستان همشهری، با تصاویری از هشتاد و هشت جلد پیشینِ این نشریه، همانند یک آلبوم مرور خاطراتی است برای علاقمندان و آثاری نیز از محمود حسینی‌ زاد،جواد علیزاده، حمیدرضا صدر، گیتا گرکانی، حسین انتظامی، لیلا نصیری‌ ها، محمدرضا فرزاد، علی امیر ریاحی، فرزانه دوستی، ابراهیم امینی، خوسه مارتی، تئودور چینی، لئونارد مایکلز، لوسیا برلین، مارگرت اتوود، استیو مک‌ کری، مارک‌ هادون، سایمون کوپر، کریس ویویورا، ریو فردیناند و …را نیز در خود جای داده است که خواندنش برای دوست دارانِ این نشریه قطعا خالی از لطف نخواهد بود.

گزارش: سبا فرجاد

عکس: بهار اصلانی