۱۰۲۰
۲۴ دی , ۱۳۹۶

سرزمینِ کاریزهای زلال

مراسم رونمایی از شماره ویژه زمستان مجله فرهنگی «اندیشه ایرانشهر» عصر یکشنبه ۲۴ دیماه در مجموعه فرهنگی ـ هنری  شهر کتاب فرشته برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی شهر کتاب فرشته؛ عصر یکشنبه بیست و چهارم دی ماه، آیین رونمایی از ویژه نامه زمستانه مجله «اندیشه ایرانشهر» در این مجموعه فرهنگی ـ هنری و با حضور چهره هایی از اهالی فرهنگ و ادب مانند؛ استاد عبدا… انوار، مهندس سید محمد بهشتی، مهندس احمد مالکی، دکتر جواد صفی نژاد و مهندس محمدرضا حائری مازندرانی برگزار شد.

در آغاز این مراسم بخش هایی از فیلمی مستند ساخته سوزان حبیب به همراه استاد عبدا… انوار در سفری به محله عودلاجانِ تهران برای حاضرین پخش شد. در حقیقت این بخش در ارتباط با مقاله ای به قلم سوزان حبیب در همین مجلد و با موضوع بررسی قنات های عودلاجان بود. در ادامه نیز تکه هایی از فیلمی مستند در خصوص ثبت قنات به عنوان میراث جهانی کشاورزی است که توسط محمدرضا حائری تهیه شده بود.

به دنبال پخش این دو فیلم محمدرضا حائری؛ مدیرمسئول و صاحب امتیاز نشریه «اندیشه ایرانشهر» صحبت هایی در بابِ این شماره از مجله بیان داشت: «این مجلد از مجله «اندیشه ایرانشهر» دو شماره را شامل می شود. این مجله از سال ۸۳ تا به امروز به طور متوسط سالی دو شماره انتشار یافته است. محتوای کلی مجله «اندیشه ایرانشهر» در راستای روشنگری جوانب متنوع شهرشناسی در ایران است. شهرشناسی، روستاشناسی، مدیریت سرزمین، مدیریت منابع آب، تاریخ و جغرافیا، معماری ایران و شیوه های توسعه شهر و روستا را شامل شده و در مجموع شهرسازی، شهرنشینی، شهریت شهروندی و شهریاری را در بر می گیرد. تهیه این دو شماره اخیر با عنوانِ؛ «نقش قنات در تامین منابع آبی آتی ایران از گذشته تا امروز» بیش از یک سال به طول انجامیده و بیست و یک نویسنده و پزوهشگر جوان و پنج دانشمند و حکیم معاصر در تدوین و شکل گیری این شماره به ما کمک کردند.»

در ادامه برنامه، عبدا… انوار؛ نسخه‌پژوه، نسخه‌شناس، فهرست‌نویس، ریاضی‌دان و متخصص متون کهن ریاضی و مترجم پیشکسوت کمی از قنات های تهران و منطقه عودلاجان بیان داشت: «سال ها در زمینه ایران و شناخت تهران فعالیت کردیم چرا که به شخصه معتقدم هر که وطن و مسکنش را دوست دارد برای آن اهمیت قائل است. در خصوص چگونگی پیدایش لغت تهران بسیار جست و جو کردیم که در نهایت به تاریخچه شهر ری رسیدیم و در بین اسامی افراد به فردی رسیدیم به اسم محمد بن محد دولابی تهرانی. اما یکی از مسائلی مهمی که تهران همواره با آن درگیر بوده است کم آبی بوده است. امروزِ روز نیز این مسئله اهمیت بیشتری یافته است. به عنوان مثال، من تا به این سن هیچگاه البرز را در این فصل، اینچنین بدون برف و خشک ندیده بودم. در گذشته مردم تهران به این مهم واقف بودند و به همین دلیل در مصرف آب توجه به خرج می دادند. اما امروز اینگونه نیست و به همین جهت توجه به مسئله کم آبی و راه های حل این بحران بسیار شایان توجه است. به عنوان مثال مثال حفر بی رویه چاه از موارد مشکل آفرین است، چرا که حفر هر چاه سبب می شود که زمنین از درون فرونشست کند. باید به این درک برسیم از آب همه چیز زنده است و باید قدر آب را دانست.»

از دیگر سخنرانان این مراسم، دکتر جواد صفی نژاد؛  استاد دانشگاه که پژوهش های ویژه ای در زمینه شناخت و بررسی قنات های ایران داشته است، صحبت هایی در باب قنات های متعدد و گسترده ایران زمین بیان نمود. وی با اشاره به اینکه پنج مورد از مقاله های پژوهشی ایشان در میان ۱۱ قناتی است که از طرف سازمان یونسکو در سطح جهانی مورد پذیرش قرار گرفته است گفت: «من امروز به اندازه یک درس چهار واحدی می توانم درباره قنات های ایران صحبت کنم. در موضوع قنات گاهی به واژه ها و نظام های عجیب و پیچیده بر می خوریم. یکی از عجیب ترین آنها دویل زنی در قنات هاست. به این معنا که هنگامی که قناتی در حال حفر شدن است به منبعی از آب می رسند، در گذشته امکان بالا کشیدن این آب وجود نداشت به همین خاطر خط قنات را با طناب اندازه گیری می کردند، ده یا پانزده متر پایین تر چاهی حفر می کردند و از زیر زمین معکوسی می کنند و بالا می آمدند و این کندنِ معکوسِ قنات را دویل زنی می نامند. دویل زنی و محاسبات حساس و دقیقی که دارد شاید یکی از عجایب بزرگ دنیا به شمار آید. در این میان باید به نقش مقنی ها و یا آب آوران اشاره کرد که به واقع آب را از زیر زمین برای ما به ارمغان می آوردند. نکته دیگری که در خصوص قنات های ایران وجود دارد، سد زنی در مسیر راه قنات است؛ پدیده ای که در میمه اصفهان وجود دارد و پیشینه آن به دوران باستان باز می گردد. نکته قابل توجه اینجاست که قنات های ایران شاید به مراتب از عجایب هفت گانه نیز عجیب تر و متفاوت تر باشند؛ به عنوان مثال در حال حاضر از تمام قنات های ایران را به هم وصل کنند می توان با آن ده دور به دور کرده زمین چرخید چیزی که حتی با دیوار چین به عنوان یکی از عجایب بزرگ جهان قابل مقایسه نیست. به اعتقاد من بررسی قنات های ایران موضوع ساده و پیش پا افتاده ای نیست و نیازمند توجه و اهمیت فراوان است. در حقیقت کار و مطالعه فراوانی می طلبد. من در سال ۱۳۸۰ در تحقیقی، تمام آب های کشور را بر اساس آمارهای دولتی بررسی کردم، همین کار را ده سالِ بعد از آن و در سال ۱۳۹۰ انجام دادم، در نهایت با مقایسه آمار به این نتیجه رسیدم که به واقع کلاه بزرگی بر سز مردم رفته است؛ در طول این ده سال روزانه ۹۰ چاه عمیق در کشور زده شده است اما میزان آب کشور پس از این ده سال حتی تا حدی کمتر هم شده است. صحبت های امروز ما با توجه به کم آبی که امروز گریبان گیرِ کشور ماست، نشان از اهمیت توجه به سیستمی قدیمی و مهم مانند قنات دارد که متاسفانه سال های سال است که به آن توجهی نشده است.»

در بخش دیگری از این آیین، مهندسی محمد بهشتی با گره زدنِ فرهنگ و ادبیات با موضوع کم آبی، فراموشیِ تشنگی را مهم ترین عامل شکل گیری معضل کم آبی دانست و با اشاره به این بیت از مولانا که « آب کم جو تشنگی آور به دست/ تا بجوشد آبت از بالا و پست» بیان داشت: «ابتدای امر باید فهمید که این تشنگی به چه معناست. ما امروز تشنگی خود را با کوکاکولا برطرف می کنیم؛ اما نه تنها تشنگی مان رفع نمی شود بلکه تشنه تر هم می شویم و این در واقع توهم تشنگی است. در این میان بیماری وجود دارد که ما امروز آن را به اشتباه تشنگی می پنداریم، و آن «استسقا»ست. بیماری که در آن فرد احساس تشنگی می کند اما در عوض هر اندازه که آب می خورد باز هم سیراب نمی شود. تفاوت تشنگی و استسقا در این است که در مورد اول بدنِ فرد نیاز به آب دارد و اگر آب بخورد تشنگی اش برطرف می شود اما در مورد دوم بدنِ فرد احتیاج به آب ندارد و صرفا توهمی از تشنگی بر او حاکم است. امروز ما دچار استسقا هستیم و به همین خاطر هیچ درکی از تشنگی نداریم؛ چرا که تشنگی صرفا مربوط به آب نیست. در حقیقت در اثر فهمِ تشنگی است که ایرانیان نخستین کسانی بودند که حیوانات را اهلی کردند و … حال باید دید که آن چه کیفیتی از آب است که هر گاه تشنه هستیم آن را دریافت می کنیم. زمانی که تشنه هستیم لطافت زلالی و شفافیت آب را درک میکنیم. سال ۱۳۳۵ سال سرنوشت سازی برای کشور ماست؛ تا قبل از آن مردم ایران تشنگی را درک می کردند، از آن زمان به بعد به مرور تشنگی در میان مردم ایران به مرور به فراموشی سپرده شد. تا آن زمان به عنوان مثال باز گذاشتن شیر آب دیوانگی محسوب می شد اما امروز ممکن است هر کدام از ما چنین کاری کنیم اما احساس نمی کنیم دیوانگی کرده ایم. در گذشته تمام خانه ها آب انباری داشتند که ماهیانه پر می شد و تمام آبی که برای شست و شو، حوض و کارهای روزمره داشتیم از آن آب انبار می آمد. آب آشامیدنی مان را هم درشکه چی می آورد و هر خانواده به اندازه استطاعتی که داشت با سطل آب می خرید. اما با این وصف من به خاطر ندارم که در کودکی از مادرم آب خواسته باشم و گفته باشد نداریم. در واقع خانواده ها به خوبی می دانستند که چگونه با این میزان آب سر کنند. اینگونه بود که در گذشته میانگین مصرف جهانی آب تقریبا چند برابر ایران بود اما امروز میانگین مصرف آب مردم ایران دو ونیم برابر مصرف جهانی است، چرا که امروز ما دیگر درک درستی از تشنگی نداریم. در اثر مستعمل شدنِ واژه تشنگی، ما تقریبا هیچ هنری نداریم. به عنوان مثال مغماری ایران از ۱۳۳۵ تا به امروز سهم ویژه ای در شهرسازی و معماری جهانی نداشته است. در صنعت، کشاورزی و .. نیز به همین ترتیب.

برخی به اشتباه تصور می کنند آب پایه تمدنِ ایرانی است اما در حقیقت این تشنگی است که زیربنایِ تمدنی کشور ما را می سازد. حفر چاه های عمیق تنها یکی از مواردی است که ما در برخورد با موضوع آب داشته ایم. امروز در اثر فراموشی تشنگی موجودیتِ ما به مخاطره افتاده است. امروز متاسفانه کسی به ایران بودنِ ایران توجه نمی کند.

در ماه های اخیر ایران زلزله های زیادی را شاهد بوده است و می لرزد. ما از این امر تعجب می کنیم در حالی که اگر ساختار زمین شناسی سرزمین ایران را بشناسیم می فهمیم که هیچ گاه نبوده که ایران نلرزد. نکته جالب اینجاست که وقتی به نقشه پراکندگی جمعیت در ایران را با نقشه گسل ها مقایسه می کنیم در می یابیم که کاملا با هم منطبق هستند؛ در واقع هر کجا گیل بیشتر بوده، میزان جمعیت هم بیشتر است و بالعکس.  باید دانست که ایرانی ها با درک درست این انتخاب را داشتند چرا که می دانستند هر کجا که گسل هست، آب نیز هست. در واقع نسبتی را میان گسل و آب تشخیص داده بودند. بحثی که دکتر صفی نژاد در باب ازدواج با قنات مطرح کردند امروز ممکن است خرافه یا شوخی به نظر برسد اما اینگونه نیست؛ بلکه واقعیتی غیر قابل انکار است که باید آن را فهمید و درک کرد. در ایران ما فقط در بستر ژئوتکنیک گسل نداریم، بلکه در همه مراتب وجودی این سرزمین گسل وجود دارد. حال در این گسل ها هم برکت وجود دارد و هم تهدید.

به عنوان مثال ما در ایران تنوع قومی، فرهنگی، مذهبی و دینی بزرگی را شاهد هستیم. این تفاوت ها در نقطه ای با هم تلاقی می کنند و درست در همین نقاط اتصال شرایط شکنندگی وجود دارد، که البته هم نقاط هم ویژگی ممتاز به شمار می رود. درست مانند گسل ها که مزیت به شمار می روند و هم خطر. در واقع همین قابلیت انعطاف و تنوع خوب است به شرطی که تنوع سیستماتیک باشد؛ همانگونه که در ایران است. در این میان باید دید که ما چگونه در گذشته توانسته ایم از مزیت وجود این همه گسل بهره مند شویم؛ با انعطاف و سیالیت. در واقع با همین انعطاف توانستیم یک پیکره واحد و چابک ایجاد کرده بودیم که بتواند در موقعیت های گوناگون به درستی واکنش نشان دهد که اساس این امر نیز تشنگی بوده است. در واقع تشنگی بزرگ ترین ثروت سرزمین ما به حساب می آید.سدر واقع این نوع برخورد با موضوع است که اهمیت دارد. حال اگر این تشنگی را به یاد بیاوریم مشکل کم آبی ما هم حل خواهد شد. امروز ما بر سر دوراهی هستیم؛ یا بمیریم یا آدم شویم و تشنگی را دوباره به یاد آوریم. آن وقت می توان امیدوار بود که ارزش و اهمیت داشته های گذشته خودمان از جمله قنات را بهتر بدانیم. به عنوان مثال قناتی در اردکان یزد وجود دارد که هزار سهم داشته و قدمت آن به زمان پیش از ورود اسلام به ایران باز می گردد. حال کدام کمپانی در جهان با این قدمت و تعداد سهام دار وجود دارد؟ این ها همه حکایت از پیشنه غنیاین سرزمین دارد.»

آخرین سخرانی که در این مراسم صحبت هایی کارشناسانه در خصوص قنات های تهران بیان کرد، مهندس احمد مالکی بود. وی با اشاره به اینکه قنات های تهران در مقابل شهرهایی چون یزد و کرمان و … ممکن است کمتر به نظر رسد بیان داشت: «برخلاف اینکه ممکن است این تصور وجود داشته باشد که تعداد قنات های تهران از سایر شهر ها کمتر است باید گفت، تهران شهریست که از هزاران سال پیش قنات داشته است. اما متاسفانه در سال های اخیر هیچ گونه توجهی به قنات های تهران صورت نگرفته است.س از سال ۱۳۳۴ که لوله کشی آب تهران دایر شد یکی از شرایط واگذاری آب این بود که دیگر از آب قنات هایشان استفاده نکنند. از آن پس قنات هایی که نزد مردم اهمیت فراوانی داشتند کم کم از میان رفتند. در تهران قنات های عمیق بسیاری داریم که طویل ترین آنها قنات فرمانفرما با ۲۴ کیلموتر طول است. قنات هایی داریم با بیش از ۱۰۰ متر عمق مادرچاه. قنات هایی با آب دهی بالای ۵۰۰ لیتر در سال. اما متاسفانه تمام این موراد در حال از بین رفتن هستند. به قول زنده یاد دکتر باستانی پاریزی در کتاب حماسه کویر، این چاه های عمیق به مانند تنوره دیو تمام قنات های ایران را خواهد بلعید و امروز می بینیم همین اتفاق افتاده است. با توجه به آمار ده ساله اخیر، ۴۷ هزار رشته قنات در ایران وجود دارد اما میزان آبی که از آن به دست می آید نسبت به گذشته به یک سوم کاهش یافته است. در حقیقت قنات ها کاربری خود را از دست داده اند. آنچه قنات ها را از بین برد، مالکیت آنها بود.سو از سوی دیگر دولتمردان ایران هیچ گاه به قنات توجه نکردند. امروز با توجه به معضل کم آبی توجه به قنات ها و بررسی علل تخریب آنها بسیار حائز اهمیت است.»

*گزارش سبا فرجاد

*عکس: آسا عالیخانی