۱۸
۲۱ مهر , ۱۳۹۶

در هم تنیدگی تاریخ، ذوق و هنر ایرانی در «زیر دست و پای روزمرگی»

آیین رونمایی و معرفی کتاب «زیر دست و پای روزمرگی» به قلم مهندس سید محمد بهشتی در مجموعه فرهنگی ـ هنری شهر کتاب فرشته برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی شهر کتاب فرشته، عصر آدینه بیست و یکم مهر ماه مراسم رونمایی و امضای کتاب «زیر دست و پای روزمرگی»، نوشته سید محمد بهشتی و با حضور اهالی هنر و ادب و دوستداران ادبیات در شهر کتاب فرشته برگزار شد. این کتاب که شامل مجموعه یادداشت های کوتاه مهندس بهشتی است حکایتی است از رویدادهایی که در شلوغی روزهایمان گم می شوند؛ ساده ترین اتفاقاتی که به چشم نمی آیند اما ممکن است گوهری باشند ارزشمند.

آغازگر این مراسم دکتر محمود مرتضایی فر؛ مدیریت نشر «گمان» بود که در خصوص این کتاب صحبت نمود. مرتضایی فر از اینکه نخستین رونمایی از آثار نشر «گمان» با کتاب «زیر دست و پای روزمرگی» آغاز شد ابراز خشنودی کرد و گفت: «این اتفاق را به فال نیک می گیریم؛ رونمایی از کتابی که در بردارنده منتخبی از مقالات و یادداشت های مهندس بهشتی در سال های گذشته است. در نگاه نخست با عناوینی مواجه می شویم که ظاهرا تجانسی با هم ندارند؛ انتخابات آمریکا، عکاسی، سطل های زباله تهران، صدسالگی سینما و … . اما به نظر می رسد آنچه که این عناصر نامتجانس را به هم ربط می دهد این نکته ایت که تمامی این مقالات و یادداشت ها بر محور فرهنگ ایرانی و تمدن ایرانشهری شکل گرفته اند. در این اثر گویا یک رند عالم سوز بر خلاف آنچه که حافظ می گوید، با مصلحت اندیشی توانسته نسبتی میان این عناصر پیدا کند تا بتوانند در کوران حوادث نگاهی از درون به خود و فرهنگمان داشته باشیم. بیش از آنکه در این یادداشت ها خود را اسیر نظریه های ملی گرایانه، ایران گرایانه و یا قومی و افراطی بینیم، با تکیه بر دریافت های ذوقی رو به رو هستیم که از فرهنگ ما برمی آید. سید محمد بهشتی عاشق فرهنگ ایران است، لذا هر نمودی از این سرزمین برای او کتابی است خواندنی و پر رمز و راز. تنها می بایست زبانش را دریافت و رمز و دانشش را کشف کرد. اینگونه است که در این اثر، نا مکان تبدیل به مکان می شود، ناکجاآبادی که کشف شدنی است؛ باغ ایرانی. همه جانبه نگری، احترام به سنت های تجربی و تاریخی، در هم تنیدگی تاریخ و ذوق مردم، صنایع ظریفه، راه سازی، شهرسازی و تاثیر اخلاق و رفتار بر نمودهای این عناصر بر یکدیگر، کیمیاگری و هنر آفریدن از هیچ، مدار و تعامل. این ها مولفه هاییست که در تمام یادداشت های این کتاب و هم چنین دفتر دوم که به زودی منتشر خواهد شد خودنمایی می کنند.»

وی در ادامه افزود: «در انتشار این متون اما نکته دیگری نیز دخیل بوده است که ممکن است کمتر به چشم آید؛ احترام به تمام آموزه ها، جوهره و مولفه فرهنگ ایرانی که در نگارش کتاب مشاهده می شود، انگار دبیری چیره دست بر دیوان تاریخ نشسته است چرا که سهل و ساده می نویسد، خلاصه و موجز می نگارد، به آراستن و پیراستن می پردازد و پرگویی و تملق نمی کند، از سنت روایت در پرده تمثیل بهره می برد. هر کس فقط یک بار در کنار مهندس بهشتی نشسته باشد حتما حکایت، تمثیل یا نکته ای از او به یادگار خواهد داشت. با اینکه ایشان با همه می آمیزد، اما یگانه است و دردانه و شبیه کسی نیست. به قول مولانا: با همه آمیخت دل، جدا می رود. نشر گمان بسیار خرسند است که شمه ای از این ذوق را با بضاعت اندک خویش به زیور طبع آراسته است. امید است که تلاش ما نیز چون نوشته های کتاب مقبول واقع شود.»

در بخش دیگر این مراسم دکتر محمدجواد فریدزاده؛ پژوهشگر و استاد دانشگاه صحبت هایی را در خصوص این کتاب با اشاره به عنوان کتاب بیان داشت: «روزمرگی قاعدتا باید با جامعه شناسی و موضوع تنظیم وقت و زمان نسبت داشته باشد. در گذشته قدما نیز در حکایات متعددی از چگونگی سپری کردن روزگار خود و از مفهوم روزمرگی سخن می گفتند. در دوره جدید و نیمه دوم قرن بیستم در فلسفه برای نخستین بار با مفهوم روزمرگی به مثابه یک مسئله فلسفی مواجه می شویم. روزمرگی پیشاپیش مستلزم در جهان بودن است. از روز، روزگار می سازیم و یکی از معانی روز، روزگار است. اما روزمرگی یعنی چه؟ ما در زندگی روزمره خود چه می کنیم؟ هر چه کنیم به مانند یک کشاورز در حال کاشتن هستیم. در روزمرگی امری ممتد است که نتیجه آن در جای دیگر به ظهور می رسد. ما در زندگی روزمره خود چه تجربه هایی نظیر تجربه های معادشناسانه داریم؟ شاید بهترین جواب خواندن داستان باشد. به هنگام خواندن ضمن اینکه روز خود را به شب می رسانیم، به عالمی وارد می شویم و با آن مانوس می شویم. تجربه ای که در داستان به دست می آوریم در جایی جمع می شود و ذره ذره معرفتی در درون ما ایجاد می کند. باید در جهان بود، با جهان بود و روزمرگی را زندگی کرد.»

در خاتمه نیز صحبت های مهندس بهشتی پایان بخش مراسم بود:: «یکی از تجربیاتی که در سازمان میراث فرهنگی با آن مواجه شدم، نکاتی بود که از علم باستان شناسی می آموختم. از جمله این موارد این بود که باستان شناسان به امر قاطعانه معتقدند چیزی که در یک محوطه باستانی پیدا می کنند دلالت هایی در بر دارد به همین جهت هیچ گاه چیزی را به دور نمی اندازند. در نهایت دریافتم که باستان شناسان به این نکته پی برده اند که این آثار به جهت اینکه تاریخ از روی آنها گذشته بعد صادقانه ای دارند که می توان به آن اتکا کرد. خیلی ها باور بر این دارند که موفقیت یک باستان شناس منوط بر یافتن گنج است، اما حقیقت این است که گنج باستان شناسان آنجایی است که چیزی را کشف کنند که کاملا بدون اراده و قصد و نیت خاصی به جای گذاشته شده و آنجا زباله دانی های تاریخی و باستانی است. در زندگی روزمره امروز ما، یکی از تولیدات مهم، زباله است، ما همه چیز را تبدیل به زباله می کنیم حتی ارزشمندترین چیزها را . مهم ترین و ارزشمندترین آنها عمر ماست که به سادگی آن را تبدیل به زباله می کنیم. حال اگر از منظر یک باستان شناس بخواهیم به این حجم از زباله نگاه کنیمآیا می توانیم گنجی را میان آن پیدا کنیم؟ آنچه که در نهایت صدق و بدون اراده در میان این زباله نهاده شده است. اینگونه اگر نگاه کنیم در می یابیم که زندگی روزمره و صفحات روزنامه های ما و این صحنه تولید زباله در عین حال می تواند جواهرات ارزشمندی را درون خود داشته باشد. به سهم خودم سعی داشتم این درسی را که از عالم باستان شناسی آموختم را تمرین کنم. این جست و جو شخصا برای من لذت بخش بود و دوست داشتم این لذت را با دیگران نیز شریک کنم.»

مهندس بهشتی در پایان از بهنام ابوترابی و الناز نجفی برای همکاری و کمک در راستای تنظیم و به روی کاغذ آمدن این یادداشت ها و همچنین از انتشارات «گمان» که عهده دار نشر و پخش این اثر بود تشکر و از حضور و صحبت های دکتر نویدزاده نیز قدردانی کرد.